تبليغاتX
نیشتمان

پائیز با خطی نوشته می شود،  کمتر کسی می تواند آن را بخواند و زبانش را بفهمد اما تو زبان آن را برایم معنا کردی. اولین پاییز زندگی ام را کنارت تجربه کردم، فصلی که آغاز عشقمان نیز بود. به راستی که زندگی کنار تو بی نظیر است، بیش از آنچه که تصورش را بکنی. درست همانی هستی که باید باشی نه کم نه زیاد…

"خوشه ویست"

خوشه ویستیت، سه عاتیکی

له شه وو روژ زیاد کردووه

سه عاتی بیست و پینجه مین.

خوشه ویستیت، روژیکی دیکه ی له هه فته زیاد کردووه

روژی هه شته م.

خوشه ویستیت، مانگیکی دیکه ی له سالدا زیاد کردووه

مانگی سیانزه.

خوشه ویستیت، وه رزیکی دیکه ی له وه رزان زیاد کردووه

وه رزی پینجه م.

به م جوره خوشه ویستی تو

ژیانیکی پی به خشیووم

که سه عاتیک و روژیک و مانگیک و وه رزیکی

له گشت دلداران زیاتره!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 12:34  توسط دارا پیروزی  | 

چه کسی می گویید که گرانی اینجاست؟

دوره ارزانیست!

چه شرافت ارزان!

تن عریان ارزان!

و دروغ از همه چیز ارزانتر!

آبرو قیمت یک تکه نان!

و چه تخفیف بزرگی خورده

قیمت هر انسان!!!!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 23:6  توسط دارا پیروزی  | 

خاطره ها همچون قطاری هر روز مرا یدک می کشند و هر روز از تونلی جدید می گذرانند. اولین تونل شاید سه سالگی بود جایی که صحنه با ترس آغاز شد و بعد از آن تونل های بعدی پی در پی آمد. بعضی از این تونل ها زیبا و ساده بودند، بعضی ترسناک، بعضی غمگین، بعضی ... در واقع این نمایشنامه زندگی تا به حال هر گونه ژانری به خود دیده و دارد می بیند. همه این خاطرات -که سوار بر قطار هر روز از آن ها رد می شوم- یک فصل مشترک دارند؛ همه دوست داشتنی اند. َ

با خاطرات مبهمم از تو
چنان آمیخته ام
که گلی با عطرش !

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:53  توسط دارا پیروزی  | 

همه اش دوس دارم به خودم بگم هنوز هیچی تموم نشده، هنوز همه با همیم، هنوز....  واقعیت همیشه به قشنگی رویاهامون نیست. نمی دونم باید امیدوار باشم یا نه. نمی دونم چطور باید بگم که دلم واسه همتون تنگ شده... حتی اون رفتگری که شاید یک بار هم باهاش سلام علیک نکردم، حتی اون دوستی که چش دیدنشو نداشتم، حتی تویی که هر روز می بینمت و همه خاطراتم رو تازه می کنی. به یادتونم

فرزاد فرهودی، سعید بی نیاز، محسن امیری، جلیل اصلانی، امید ساعد،غریب سجادی، سعید خانی، کبیر ویسی، وفا بارخدا، محمد حسین زاده، شریف کدخدا، حسن رنجبر، میلان،سعید سلیمانی، محمود میری، فاروق بهرامی، عادل حاجی حه مه، حشمت مطاعی، فرهاد رادفر .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 6:4  توسط دارا پیروزی  | 

مدتی است که از شبکه ۳ سیما برنامه ای پخش می شود. در این برنامه حاج آقا ؟ با ارایه راهکارهای سعی در حل مشکلات زوجین و جوانان در شرف ازدواج دارند. در این برنامه نکاتی وجود دارد که به نظرم همه روانشناسان حرفه ای بایستی به آن توجه کنند تا اشتباه های حاج آقا را تکرار نکنند!!!؟ نمونه های از شاهکارهای حاج آقا:

۱. از راه تلفن به حل مشکل می پردازند!؟

۲. از راه پیامک به سوالات پاسخ می دهند!!!؟

۳. بدون تشریح مشکل و اینکه علت مشکل چی هستش به ارائه راهکار می پردازند.

۴.راهکارها بدون توجه به شرایط و شخصیت فرد و صرفا مبتنی بر دروس حوزوی ست.

ایشون در یکی از برنامه هاش از خانمی خواست که ارتباط با دوستان دانشگاهی اش را به کلی قطع کند. چون به دلیل رفت و آمد با دوستان امکان دارد آقا به یکی از دوستان ایشون علاقمند شود و حالا بیاو درستش کن!!! همچنین خانم امکان دارد که توسط شیطان اغفال شود!!! ایشون با این راه حل عملا بذر بدبینی رو  در جامعه می پاشند.

یا مثالا در پاسخ به سوال آقایی که اظهار کرده بود به همسر خود علاقه ندارد و به فرد دیگری علاقمند شده است، گفت: "اصلا حرفش رو هم نزنید، شما که ازدواج کردید نباید از این کارا بکنید"!!!؟؟

اینم از روانشناسان ما ایرانیان!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 11:11  توسط دارا پیروزی  | 

وقتی می بینم که رسانه چطور داره سر مردم ایران رو شیره می ماله حالم گرفته می شه. مردم ما بعد از یک روز خستگی کار و بدبختی باید برن خونه تا پیام بازرگانی، خبر ۲۰:۳۰ و سریال ببینن. پیام بازرگانی که بیشتر به کلاس های آموزشی و کنکور مرتبطه. آخه کسی نیست بگه هزینه این کلاس ها چنده؟! و بعدش هم که چی؟ که بچه های مردم برن دانشگاه برای خودشون کاره ای بشن و به مملکت خدمت کنند؟ آره؟ بعضی وقتا واقعاً از اینکه بگم دانشجوام خجالت می کشم. تبلغیات بانکی رو چی می گید؟ مثلاً کشور اسلامیه؟ کجا اسلام سود و ربا حلال بوده که این ها مردم به این کار تشویق می کنند؟ اصلاً فرض کنیم که حلال هم باشه، رسانه عملاً با این کارش تنبلی رو تو جامعه رواج می ده، در حالی که فرد باید تشویق بشه که با سرمایه اش تولید داشته باشه. از این هم گذشته با سود ۱۵٪ و تورم ۲۵٪ درصد کجا می خواد به مردم سود برسه رو نمی دونم!

سریال ها رو هم که دارن  مشکلات جامعه رو به معنای واقعی کلمه منعکس می کنند!!!!!؟؟؟ دستشون درد نکنه. البته خوب مشکلات جامعه ما دو تا جوون هستن که دلباخته یکدیگه شدن و حالا می خوان به هم برسن و کارشون یه کم دشواره. البته هیچ نوع مشکل کاری یا پولی ندارن فقط بحث تفاهم هستش!!!!؟ واقعاً موندم اگه یه فرد خارجی این سریال ها رو ببینه پیش خودشه چی فکر می کنه؟ فکر کنم فوراً از ایران درخواست اقامت بکنه!.

اخبار هم که یک توالی مشخص و از قبل تعیین شده داره ۱) با صلوات بر محمد و آل محمد و خاندان پاک و مطهرش ۲) کشف یک چیز؟؟! توسط دانشمندان جوان ایرانی ۳) آمدن سیل و زلزله در آمریکا و ژاپن ۴) افتتاح بزرگترین چیز؟؟! خاورمیانه در ایران ۵) رسوایی مالی و اخلاقی دولت انگلیس ۶) امضای یک قرارداد جدید تجاری با افغانستان و اردن و سوریه و لیبی و جزایر سلیمان و... ۷) شکست اسرائیل در رسیدن به اهداف شومش و پیروزی حق بر باطل ۸) یک گزارش از خنده ها و شادی های مردم که در آرامش تمام به کار و زندگی مشغولند. شب بخیر.

ادامه دارد......

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 18:19  توسط دارا پیروزی  | 

پسامدرن و رهنمودهای جدید در خانواده درمانی

چشم اندازهای نوظهور و شیوه های جدید درمانی، نظریه و روال کار خانواده درمانی را به مسیرهای جدیدی کشانده است. از این میان، تعدادی بازتاب پدیده ای هستند که دیدگاه پسامدرن یا فرانوگرا نامیده می شود و مخالف این فرض علوم مدرن است که یک حقیقت ثابت وجود دارد و دانشمندان می توانند آن را به طور عینی کشف کنند. برعکس متفکران پسامدرن مدعی هستند که دانش و شناخت امری است نسبی و وابسته به بافت آن، و نظام اعتقادی ما صرفاً منعکس کننده سازه های ذهنی اجتماعی- یعنی فقط نظرهای مختلف و نه واقعیت های "محض"- هستند که ما درباره دنیای خود خلق می کنیم. از لحاظ کاربرد این مفاهیم برای خانواده، پسامدرنیست ها به این موضوع علاقه دارند که خانواده چگونه معنای زندگی خود را می سازد. به لحاظ بالینی، آنها درمانگران را تشویق می کنند تا در آفریدن دیدگاه های جدید به خانواده بپیوندند- معناها یا سازه های ذهنی جدیدی برای مجموعه مشکلات قدیمی بیابند- و آنها بتوانند در انتخاب فرصت ها یا راه حل های مربوط به مشکل شان آزادی عمل داشته باشند. به طور اخص، خانواده درمانگرهای پسامدرن تاکید فراوانی بر زبان دارند؛ به نظر آنها، زبان ابزار تبادل دیدگاه ها راجع به واقعیت و تشکیل دهنده شالوده پرورش و گسترش "داستان مجدد" یا همان بازگویی نظام اعتقادی مربوط به زندگی فرد است به نحوی که او بتواند در زندگی خود توانا باشد. دو عامل در تفکر پسامدرن به درمان تاثیر گذاشت، یکی رویکرد سیستمی میلان و دیگری جنبش سازه نگری.

* رویکرد سیستمی میلان: یکی از ویژگی های رویکرد میلان عبارت است از علاقه به درک نظام دار نحوه پدیدار شدن مشکل در خانواده. درمانگر سیستمی میلان، با استفاده از موضع بی طرفی و فن پرسشهای حلقوی، خانواده را به سمتی رهنمون می سازد که بفهمد اعضایش چگونه خویش را سازمان داده و آن را تعریف می کند. اقدامات سیستمی آغازین برای اخذ یک موضع بی طرف و به کارگیری پرسشهای حلقوی موجب شد که مبدعان این روش دریابند که فرایند طرح پرسش، خود فی نفسه، نوعی مداخله به شمار می آید، از بار عاطفی خانواده می کاهد، و به اعضاء این اجازه را می دهد تا دیدگاه دیگران در باره مشکل را بشنوند. به لحاظ بالینی، درمانگر مایل است اعضای خانواده را به نحوی تحریک کند که آنها به معنای گرفتاری خویش مجدداً فکر کنند و اگر دلشان خواست، شخصاً دست به تغییر بزنند؛ درمانگر مستقیم نمی کوشد نظام را تغییر دهد یا برایش معلوم کند که چگونه باید تغییر کند. این نوع تلاش برای کمک به خانواده جهت کاوش در گزینه هایشان- و تلویحاً کاوش در عواقب و نتایج این گزینه- دقیقاً برخلاف رویرکد متارف و سنتی خانواده است؛ در آن رویکردها، درمانگر به شیوه ای غیر مستقیم تر سعی می کند ساخت های انعطاف ناپذیر خانوادگی یا چیزی را که تصور می کند نوعی الگوی تعاملی نادرست در خانواده است، خنثی سازد.    

* جنبش سازه نگری: عامل نیرومند دیگری که بر تفکر پسامدرن تاثیر گذاشت، جنبش سازه نگری و توجه آن به نحوه فرضیه سازی و استنباط- معنادهی- آدمیان راجع به مشکلاتشان بود. در اینجا، تعدادی از خانواده درمانگرها متواضعانه و به تدریج متوجه شدند که درمانگر- مثل هر کس دیگری- بر اساس فرض های خودش راجع به نحوه تعامل درست خانوادگی، ملاک الگوی بدکار و کارساز، و جزء اینها به خانواده نگاه می کند. سازه نگرها، به جای تکیه بر ارزیابی بی طرفانه و مثلاً "عینی" فرد متخصص، طرفدار این موضع بودند که آنچه ضرورت دارد عبارت است از همکاری میان درمانگر و خانواده ای که مودبانه و به شیوه ای بی طرفانه، "سازه هایی" تولید می کنند و به کمک هم به وارسی معناهایی می پردازند که هر یک از شرکت کنندگان برای مشکل خانواده قائل اند. درون داد درمانگر با صراحت ابراز می شود، لیکن این درون داد در قالب سازه های ذهنی او راجع به آنچه در حال رخ دادن است، مطرح می شود نه آنکه خانواده مزبور حقیقتاً چگونه است. چنین فرض می شود که هیچ کس از حق انحصاری بیان حقیقت یا عینیت برخوردار نیست.

در نتیجه بلوایی که از دو رویکرد میلان و سازه نگری به پا خواست، الگوهای جدیدی از خانواده درمانی در حال پدیدار شدن هستند که به دور از شیوه های متعارف تر مداخله برای تغییر جنبه های بدکار رفتار خانوادگی، رهنمودهای جدیدی را مطرح می سازند. این درمانگرهای پسامدرن به جای اعمال قدرت و اداره جلسات، به مجموعه فرضیات مشترکی که خانواده برای مشکل خود قایل است، علاقه نشان می دهند. روی هم رفته، درمان قسمتی از نظام واحد درمانگر-خانواده، و نوعی تکلیف مشارکتی و گروهی به شمار می آید که در آن، معنا و درک جدیدی "همسازی" می شود، نه آنکه درمانگر معنای مزبور ار تحمیل کرده باشد. در نتیجه این چشم اندازه های نوین، خانواده راجع به خویش و همچنین بهترین شیوه فعال جهت ابداع روش های جدید برای کنار آمدن با مشکلاتشان، داستان های نیروبخش تری می سازند. در مطالب بعد سعی خواهم کرد به معرفی چند تا از مکاتب درمانی پسامدرن بپردازم...........  

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 13:59  توسط دارا پیروزی  | 

 او


وقتی باهم دست می دادیم
او مثل ما نبود
شمار انگشتان دست راستش
تنھا دو بود!
او، زمانی بخاطر بالای بلند یک کو ه
سه انگشت دیگر را به دستان آزادی بخشیده بود.
وقتی باهم به تابلوئی نگاه می دوختیم
او مثل ما نبود
تنھا یک چشم داشت
او، زمانی، در شبانه یک عشق
چشم دیگر خود را به میعادگاه نور سپرده بود.
وقتی باهم قدم می زدیم
او مثل ما نبود
یک پای چوبین داشت
او، زمانی، پای دیگر خود را به جاده گل و صلح تقدیم کرده بود.
او هرگز مثل ما نبود
او سه انگشت
او یک چشم
او پائی از ما کم داشت
با اینھمه،
وقتی در برابر آینه بزرگ سرزمینمان می ایستادیم،
او از همه ما کاملتر بود.


(ترجمه انور سلطانی از یکی از اشعار شیرکو بی کس)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 12:30  توسط دارا پیروزی  | 

کاغذی سفید

از کی نشسته ام و کاغذم هنوز سفیده..                    

سفید.. سفید.. نه حرفی درونش می روید

خشک و بی رمق، نه آبی درونش می جوشد!

از کی نشسته ام و کاغذم هنوز سفیده.

درخت جلو پنجره در هوایی گرفته

بیزار، بیزار، می نگرد مرا

کاغذم هنوز سفیده..

قمری ای می آید و  بیزاری درخت را درمی کند.

نجوایی با شاخ و برگ  می کند.

اندکی بعد قمری هم می پرد.

  کاغذم هنوز سفیده.

ناگهان درخت همراه با باد فیروزه ای

دست راستش را دراز می کند، روی شیشه پنجره ام،

رو به رویم، می نویسد شعر خود را .

از کی نشسته ام و  کاغذم هنوز سفیده.

(ترجمه خودم از یکی از اشعار شیرکو بی کس)

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:17  توسط دارا پیروزی  | 

من دارا پیروزی، دانشجویی کارشناسی ارشد خانواده درمانی تو دانشگاه شهید بهشتیم. وبلاگم اسمش نیشتمانه که به معنای وطن و سرزمینه. همین؟!...
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:59  توسط دارا پیروزی  |